وقايع بعد از 22 خرداد براي ملت و دولت ايران يك حادثه غير منتظره بود خونهايي ريخته شد و من به عنوان كسي كه به انسان ميانديشد صحنههايي ديدم كه كارش از تاسف نيز گذشته بود اين مقاله سياسي نيست و نويسنده آن سياسينويس نيست و جانبداري گروهي را نميكند فقط سعي دارد جوابي در خور به روح ناآرامي بدهد كه هم وطنانش در خون غلطيدند و دولتي عريان را ديد يك اتفاق از دو زاويه ديد: گروهي به دنبال راي خود و گروهي به دنبال براندازهاي رنگين يادرآور اين سوال زيركانه آلپاچنو در آخر فيلم88 دقيقه: « عدالت و حقيقت كجا به هم ميرسند» يك سوال مدرن و هوشمندانه
نويسنده اين مقاله فقط به آگاهي ميانديشد و وظيفه خود را در تحليل درست و علمي ميداند نگرش درست به اين اتفاق در بستر روابط بين الملل امكان پذير است و تحليل درست با اطلاعات درست به دست ميآيد يعني ايران در منطقه چه جايگاهي دارد و تحركات شوروي و امريكا چگونه است و آرايش نظامي اين دو كشور در جنگ سرد چگونه است و در حال حاضر اين دو قدرت جهان در چه مرحلهي از توانمندي هستند
بعد از خراب كردن ديوار برلين و فروپاشي شوروي جهان در مناسبات بينالملل دچار تغيير شد امريكا سعي كرد با نفوذ به كشورهاي جدا شده از شوروي از نفوذ كمونيسم در جهان بكاهد و با جنگ سارايوو و يوگسلاوي يكي يكي كشورها را از اردوگاه كمونيسم خارج كند و با قبول كردن كشورهاي جدا شده از شوروي در اتحاديهي اروپا به هدف خود كه كم كردن نفوذ كمونيسم است برسد در عوض شوروي براي ايجاد توازن به علت از دست دادن مناطقي روي كشورهاي آسيايي برنامه ريزي كرد كشورهايي مثل عراق، افغانستان كه امريكا به بهانههاي دروغين به آنها حمله كرد كه زير متن اين حمله نه پيدا كردن طالبان بود نه پيدا كردن اسلحههاي كشتار جمعي بلكه براي جلوگيري از نفوذ شوروي به اين كشورها بود چون نميخواست پيروزي كه در سمت بالكان بدست آورده بود را از دست بدهد و اما تنشهاي به وجود آمده در ايران نيز از اين قاعده مستثنا نيست و در اين بين هر دو قدرت از اهرمهاي خود استفاده ميكنند و اين مردم عزيز ايران هستند كه بايد با درايت مهرهاي سوخته اين بازي نباشند