تبليغاتX
امیر آزاده دل

  صورتی مایل به خون من 

    شاعر: سپیده جدیری

  ناشر: ثالث چاپ اول 1386

    شعر خانم جدیری تجربه‌ای است که من نام آن را می‌گذارم شعر انتزاعی واژه در شعر انتزاعی از معنای لغت نامه‌ای و معنای که در گذشته داشته است فاصله می‌گيرد واژه در فضای شعر و بسته به محتوا پيام را انتقال می‌‌دهد يعنی در تركيب‌ها، ريتم‌ها، تضادها، نوع توليد معنا می‌كند  وكمترين همبستگی را با معنای گذشته‌ای ادبی خود دارد واژه رها می‌شود و اين امكان را پيدا می‌كند كه تا گستره‌ی دلالت خود را افزايش دهد در حقيقت به اين پرسش دنيای مدرن پاسخ می‌دهد  كه آيا يك اثر به وسيله‌ی معنای تعريف شده‌‌ی صرف ساخته می‌شود تصاوير ساخته شده تنها ارجاع درون متنی دارند نكته‌ی ديگر در اين گونه شعر آن است كه واژه‌های آزاد راحت‌تر ناخود آگاه مخاطب را نشانه می‌گيرند چون ما به ازای بيرونی كمتری دارند آن‌ها قطعيت را نشانه می‌گيرند در هر تركيب عدم قطعيت را به رخ می‌كشند آن‌ها با ريتم درونی شاعر هماهنگ‌اند تا آن جا پيش می‌روند كه در تضاد با معنای گذشته‌ی خود قرار می‌گيرند از طبيعت تعريف شده خود فاصله می‌گيرند البته شاعر اين رهايی را تا آن جا پيش می‌برد كه نيازی به فرياد كردن درد مشترك نمی‌بيند می‌گويد:" چه خون شعرهايم بوی  پانسمان شما را بدهند چه ندهند" او درد خودش را فرياد می‌كند و برايش فرقی نمی‌كند كه از پانسمان مشترك خونی بريزد يا نريزد به كار بردن واژه‌ی پانسمان به جای درد نيز تاييد نكات بالا است يعنی رها سازی و گسترش معنای پانسمان . شاعر می‌گويد:" دوباره نقاشی‌هايم را زرد می‌كنم " همان گونه كه می‌دانيم هنر مدرن از نقاشی در اوايل قرن بيستم شروع شد كه كاندينسكی هم پايه گذار نقاشی انتزاعی بود با پا گرفتن مكتب سورئاليسم و كشف ناخودآگاه به وسيله‌ی فرويد زمينه برای اين گونه هنرها آماده شد برای ورود به دنيای هنر انتزاعی بايد در مورد برخی نشانه‌ها اطلاعاتی داشت داشت من از خط شروع می‌كنم:

خط مستقيم: خلاصه‌ترين شكل جنبش است جنبش يعنی حركت مداوم حركت مداوم يا جنبش ادبی‌اش مي‌شود عشق يا كشش

خط افقی: سرد است

خط عمودی: گرم است

خط مايل: ما بين گرم و سرد است ويژگی‌‌های هر دو خط را دارا است  سردی و گرمی نمادهای در خط، رنگ، شكل هندسی و زاويه دارد

1- سردی: افقی/ زرد/ مثلث/ حاده

2- معتدل:مايل/ قرمز/ مربع/ قائم

3- گرم: عمودی/ آبی/ دايره/ منفجره

و اما جفت‌های متضاد:

خط راست/ خط منحنی

مثلث/ دايره زرد / آبی

  اما هر كدام از اين رنگ‌ها، شكل‌ها، خط‌ها، كيفت‌ها معنايی دارند مثلن مربع قرمز به معنی ديركرد است و يا خط راست زاويه دار و منحنی به ترتيب به معنی تولد، جوانی و مرگ است  كه من وارد اين موضوع‌ها نمی‌شوم فقط يك مثال می‌زنم برای شعر، شاعر مربع در تركيب با كيفيت سردی معنای مرگ می‌دهد شاعر می‌گويد مستطيل تمام قبر گوشه‌های روح من بود و يا در عبارت صورتی مايل به خون من از خون به جای قرمز استفاده می‌كند مايل و رنگ قرمز در حيطه‌ی تعادل است صورتی رنگی را نزديك به قرمز استفاده می‌كند كه رنگی است زنانه پس صورتی مايل به خون من تعبيری دارد در حدود زنانگی متعادل و يا " برگردان صورت به تو مثلث است " برای تعبيری چنين آماده است" تو خيلی بی تفاوتی " بعيد بود عشق را قرمز مثلثی كنم" بعيد است عاشق تو شوم" شكل‌هايی كه مرا شروع می‌كنند از دايره به بيضی می‌روند " معادل دايره آبی است و گرم يا به تعبير ادبياتی عشق و" من از ميان شما در نيامده‌ام" به تعبيری می‌شود انسان‌های مثلثی سرد من مايل نيستم  كه در اين جا دست به تعبير بزنم  اين چند مثال برای آگاهی بود اما نكته‌ی مهم اين است كه آيا داشتن ابزار انتزاعی ما را به شعر انتزاعی می‌رساند؟ تنها يك چيز می‌توان گفت زيستن در ابعاد دنيای انتزعی می‌تواند راه گشا باشد برای ايجاد فضا برای زندگی انتزاعی و اگر در شاعر تاثيرش زياد باشد می‌تواند شعر انتزاعی ايجاد كند مختصات انتزاع بايد دردرون شاعر به وجود بيايد تا بعدش در شعرش نمايان شود آيا شاعر دراين نكته موفق بوده است كه ما در همه ابعاد شاهد شعری مدرن باشيم بی‌شك تلاش شاعر جالب است و تحقيق در اين امر نيازمند به زيست جهان شاعر در دنيای مدرن است شما اگر يك عشق سنتی كه معشوق تا حد خدايی بالا می‌رود و عاشق تا حد يك گدای پست پايين می‌آيد را در اين شعر بگنجانيد در همه ابعاد مدرن نبوده‌ايد يا در اين گونه شعر شروع به مداحی‌هايی در مورد شخصی بكنيد كه در واقع شاخصه‌هايی شعر مداحی قرن‌های چهار و پنچ خورشيدی است به هر حال اين كه روابط در بين شاعر و چيزها و چيزها با چيزها بايد مدرن باشد و شاعر اين مجموعه چه قدر در اين مهم موفق بوده نياز به تحقيق بيشتری است            

نوشته شده   در ساعت 23:22 | لینک  |