خلاصه ی از مقاله ی گذشته

انسان پرسش های خود را درمورد جهان در شیوه ها یا دستگاه های فکری مسلط زمان خود پاسخ می دهد زیر ساخت تفكر او بستگی به دو متغيير داشته است 1 - رشد اجتماعی 2 - رشد روحی

رشد روحی و اجتماعی باعث شده است که در دوره های تاریخی تغییر در نگرش خود به جهان داشته است این تغییر ها به صورت زیر است :

1- توتمی

2- اسطوره ی

3 - تک خدایی

4- فلسفی

5- علمی

و حالا ادامه ی مقاله ما در مقاله ی قبلی توضیح مختصری در باره ی مراحل تفکر داشتیم تا به نگرش علمی رسیدیم و گفتیم که شاعر در شعر سپید باید دارای نگرش علمی باشد آن چه لازم است که در ابتدای این بحث بگویم منظور ما از نگرش عملی شاعر این است که در یک دید کلی این نگرش نگرش قالب شاعر باشد و گرنه از نظر من انسان در تمامی دوران ها یک نگرش التقاتی داشته است وصرفن یک نوع نگرش خالص نداشته است ما در بعضی لحظه ها تفکر توتمی ، بعضی لحظه ها اسطوره ی ، بعضی لحظه ها تک خدایی ، بعضی لحظه ها فلسفی داشته ایم که در مورد هایی جواب گوی پرسش های ما بوده اند

نگرش علمی دو شاخصه ی مهم دارد 1- اثبات پذیری 2 - ابطال پذیری

اثبات پذیری

هر گزاره تنها زمانی معنا دار یا منطقی است که امکان یافتن مدارک یا شاهدی دال بر تایید آن وجود داشته باشد بنابر اصل اثبات پذیری تمام گزاره هایی را که به لحاظ شناختی و ادراکی معنا دار به شمار می رود را می توان به دو دسته تقسیم کرد 1 – گزاره هایی که به لحاظ تحلیلی درست یا نا درست هستند به عبارت دیگر با توجه به معنای خود درست یا غلط هستند 2 – گزاره های ترکیبی که به لحاظ شناختی و ادراکی معنادار باشد و به توان به طور مستقیم یا غیر مستقیم به کمک تجربه ی حسی درستی و نادرستی آن را تعیین نمود جمله ها یا گزاره هایی که هیچ گونه اثبات پذیری را بر نمی تابند یا به هیچ وجه درستی یا نادرستی آن قابل اثبات یا ابطال نیست ، جمله ها یا گزاره های پوچ و بی معنا به حساب می آیند نظیر قضایا و گزاره های موجود در الهیات ( دین ) ، اخلاقیات ، سنت ... یعنی بسیاری از اعتقادات و باورهای زیربنایی و جا افتاده و مورد قبول همگانی مردم را رد مي نمايد نه از این جهت که نادرست هستند بلکه از این نظر که درستی یا نادرستی آن قابل اثبات یا ابطال نیست چون این قبیل اعتقادات و باور های آیینی تنها در بهترین حالت با شیوه های امری ( دستوراتی که بی چون و چرا باید اجرا شود مثل گرفتن روزه که اگر دلیل بخواهیم خواهند گفت برای درک سختی که فقرا می کشند یا برای سلامتی خوب است چون معده یک ماه استراحت می کند! و در حقیقت نوعی قانونی کردن فقر در جامعه ی که قدرت تهیه ی غذای مناسب و مداوم را ندارد، یکی به من جواب بده که چرا این همه عارف در هند وجود داره ؟ ) یا روایی ( در قالب قصه مثل قصه های انبیا و قصه های قرانی و حدیث ) گفته می شوند

ابطال پذیری

در نگاه اول شاید به دلیل اسم این شیوه آن را شیوه ای در مقابل اثبات پذیری دانست یعنی نفی اثبات پذیری می شود ابطال پذیری در صورتی که این گونه نیست

اين تئوری به طور كلی می گويد : ادراكات يا شناخت ما همه فرضيه ها يا تئوری هايی در دل خود دارند كه اين تئوری ها درس های است که ما از تجربه كردن به دست آورده ايم و صورت بندی کردیم و در عين حال مي گويد كه راه درس گرفتن از تجربه مشاهده مکرر نیست ( آن طور که استقرا و در نهایت اثبات پذیران می گویند ) سهم تکرار مشاهدات در قیاس با سهم اندیشه هیچ است همه چیز در گرو اندیشه ورزی ما در مورد جهان است ما مدام می کوشیم تا تجربه های خود را در تئوری های خرد ورزانه نمایان کنیم می کوشیم تا آن ها را بفهمیم به عبارت دیگر بیشتر آن چه می آموزیم به کمک مغز است چشم و گوش اهمیت دارند ولی اهمیت شان بیشتر در حذف اندیشه های غلطی است که اندیشيدن پیش روی ما می گذارد ( شاعر درک خود از جهان را در شعرش می ریزد درک شخص دیگر هیچ مشکلی را حل نمی کند او شعر دیگران را می خواند تجربه های آن ها را می فهمد و خطا های آن را ابطال می کند و با برداشت خود از جهان تجربه ی خود را در واژگانش می ریزد این جاست که شعر سپید شکل می گیرد هر شعری شبیه شاعرش می شود چون تجربه ی اوست )

این بحث را در این جا نیمه کاره می گذارم چون فکر می کنم یک بحث این جا ، جا افتاده و اگر در موردش گفتگو نشود از مبحث بزرگی چشم پوشی کرده ام و آن چگونگی تغییر نگرش دینی به نگرش علمی است نگرش فلسفی نگرشی است حد وسط که در طول زمان نگرش دینی با قدرت زیادی که دارد به نفع خودش مصادره کرده است ما دانشمندانی را در طول تاریخ داریم که با نگرش علمی خود باورهای دینی را به چالش کشیده اند

1- گالیله : ( تولد 1564 ) در سال 1543 نیکولاس کوپرنیکوس رساله پیشنهادی اش را که تمام سیارات به انظمام زمین به دور خورشید می چرخند را منتشر کرد که مخالف نظریه های قدرتمندترین دولت اروپا در آن زمان - کلیسای کاتولیک روم - بود و در الهیات مسیحی زمین مرکز جهان بود با اعمال قدرت کلیسا زمین هم چنان مرکز جهان باقی ماند

گالیله به طور آشکارا از دیدگاه جهانی کپرنیکوس در مقابل کلیسا حمایت کرد روش رهبر کلیسا با دیگر بدعت گذاران نادیده گرفتن آن ها یا آسیب رساندن به آن ها يا
گذاشتن شرایط بود برای آن ها اما کلیسا نمی توانست گالیله را نادیده بگیرد
گالیله به دادگاه کلیسا آورده شد و ادعا کرد که دست از عقاید بدعت گذارانه اش درباره منظومه شمسی برداشته است
روبه رو شدن با شکنجه و مرگ ، گالیله را وادار به تسلیم شدن کرد گالیله بقیه عمر خود را در زیر شیروانی خانه ای تا سال 1642 گذراند ۳۵۰ سال بعد در سال1992 کلیسا رسمن طرح کپرنیک را در مورد منظومه شمسی پذیرفت يعنی چهار قرن بعد !!
چهار قرن بعد از این که گالیلئو گالیله توسط کلیسای کاتولیک برای جواب به اتهامات به رم فراخوانده شد، یعنی امسال تندیسی از وی در واتیکان پرده برداری خواهد شد سال 2009 سال جهانی نجوم نام گذاری شده است، چرا که این سال چهارصدمین سالگرد اولین استفاده ی گالیه از تلسکوپش برای رصد آسمان بود و بدین ترتیب کلیسای کاتولیک هم می خوهد از قافله عقب نماند دانشمند مشهور ایتالیایی که زمانی به عنوان یک فرد مرتد شناخته می‌شد، اکنون در حال تبدیل شدن به یک قهرمان است واتیکان در حال اعاده حیثیت گالیلئو گالیله دانشمند مشهور ایتالیایی است، که زمانی از سوی کلیسای رم به دلیل بیان این مطلب که زمین به دور خورشید می‌گردد، به عنوان یک فرد کافر شناخته شد، زیرا در آن زمان کلیسا معتقد بود که زمین مرکز جهان است و عنوان کرد که این فرضیه گالیله برای مذهب بسیار خطرناک است

در ادامه این گزارش آمده است: واتیکان قصد دارد از گالیله که مشهورترین قربانی تفتیش عقاید در تاریخ واتیکان است تجلیل کند پاپ در مراسمی به این فیزیکدان و منجم ایتالیایی ادای احترام کرد و گفت: گالیله در طول زندگی خود به بهبود شرایط برای درک بهتر دین و مذهب کمک شایانی کرد !!!!!

شیکاگو تریبون در ادامه این گزارش با اشاره به ضدیت واتیکان با علم در طول تاریخ می‌نویسد: کلیسا همواره سعی می‌کند بر روی مخالفت خود با علم و دانش سرپوش بگذارد، در سال 1992 میلادی و در راستای این سرپوش گذاشتن، پاپ ژان پل دوم در سخنانی اعلام کرد که حکمی که بر ضد گالیله صادر شد، اشتباه و بر اثر عدم درک از سوی هر دو طرف بود، اما به نظر می رسد این سخنان رییس واتیکان برای تبرئه واتیکان کافی نبود، پاپ بندیکت شانزدهم مجبور شد به علت اعتراض استادان دانشگاه ساپینزا در رم، سخنرانی خود را در این دانشگاه لغو کند، زیرا این استادان وی را یک فرد مذهبی دشمن علم خطاب می‌کردند

در پایان این گزارش آمده است: واتیکان برای اثبات این مسئله که با علم مخالفتی ندارد، قصد دارد به مناسبت چهارصدمین سالگرد اختراع تلسکوپ گالیله، مجسمه‌ای از وی را در داخل ساختمان واتیکان قرار دهد، این در حالی است که این طرح پیش از این دو بار به دلیل مخالفت مقامات ارشد واتیکان به تعویق افتاده است، بر اساس گفته رییس موسسه علمی و تحقیقاتی فین‌مکانیا در ایتالیا، این طرح استقرار مجسمه گالیله در داخل واتیکان، پروژه‌ای است که هرگز محقق نخواهد شد

می دانم یک مقدار طولانی شد ولی به طولانی شدنش می ارزد چون می خواهم یک تئوری بدهم : دین اگر توانست با زور رقبا را حذف کند این کار را می کند و اگر نتوانست با مهربانی و ملایمت جذب می کند فکر می کنید این کار را بخاطر دانش می کند نه خیر به خاطر این که مخاطبانش یا مشتریانش را از دست ندهد یا آن ها بی اعتقاد نشوند می آید ویک مقدار سر کیسه را شل می کند

2 – داروین : ( تولد 1809 ) او بزرگ ترین اصل جهان را پایه گذاری کرد اصل انتخاب طبیعی ( این اصل خیلی مهمی است خیلی از تئوری های مدرن از دل این اصل بیرون آمده اند ) و نظریه های او با شیوه ی آفرینش به وسیله ی خداوند در تضاد بود

3 – مارکس : ( تولد 1818 ) او سرنوشت رقم خورده به دست خداوند را به چالش کشید با نظریه ی تصور مادی از تاریخ گفت مکانیسمی غیر از خواست خدا در حرکت توده ها موثر است حرکت بر اثر تقابل هستی های متضاد صورت می گیرد او دین را افیون توده ها نامید یعنی همان رخوتی که افیون به جسم می دهد دین به روح می دهد چون حالت بازداری در مقابل انقلاب در مقابل ظلم یا به تعییر او سرمایه داری دارد و دین باعث می شود که توده ها بنشینند و به امید عدالت در جهانی دیگر هیچ حرکتی نکنند

4 - نیچه : ( تولد 1844 ) او دست به نقد اخلاق و فلسفیدن در دین مسیحیت زد و تئوری مرگ خداوند را عنوان کرد

5 - فروید : ( 1856 ) او دین را یک پندار می داند و خدا را از نظر روان شناسی برای فرد بلوغ یافته ، جایگزین کردن پدر دوران کودکی است یعنی خدای دوره بلوغ همان پدر دوران کودکی است او سرنوشت نوشته شده را قبول ندارد هر چیز در زندگی را حاصل تصادف و رویداد می داند ما هر یک تجربه های در جهان هستیم یک تجربه تازه و تکرار نشدنی برای همین ما مسئول زندگی مان هستیم و هیچ چیز جز تلاش زندگی ما را نمی سازد

اما جهان برای ورود به دنیای مدرن با نگرش علمی سه انقلاب را پشت سر گذاشت :

1 – انقلاب صنعتی انگلیس ( شروع 1760 ) با ساخت ماشین بخار آغاز شد و سرمایه و قدرت به انگلیس سرازیر کرد

2- انقلاب استقلال امریکا ( شروع 1775 ) با یک درگیری کوچک بین ارتش انگلیس و مهاجران مسلح در بوستون ماساچوست آغاز شد و امریکا از انگلیس جدا شد

2 – انقلاب کبیر فرانسه ( شروع 1789 ) با حمله ی مردم پاريس به قلعه و زندان مشهور باستيل شروع شد و جمهوری جای گزین سلطنت شد

انقلاب مشروطه ( فرمان مشروطه 1907 ) در ایران حکم ورود ایران به دنیای مدرن دارد به ذکر مقدمه ای بسنده می کنیم :

" بی تردید انقلاب مشروطه تحولی بنیادی در ایران بوجود آورد و ایران را در صف کشورهایی قرار داد که در آن کشورها تمام امور بر طبق «قانون» انجام می شود چه تا پیش از مشروطه سخن گفتن از «قانون» گناهی نابخشودنی بود مرحوم محمدعلی فروغی ذکاءالملک گفته است نخستین روزنامه غیردولتی را پدرم منتشر می کرد روزی از من پرسید «مقاله ای را که امروز برای روزنامه نوشته ام خوانده ای؟ عرض کردم: بلی پرسید دانستن چه تمهید مقدمه ای می کنم؟ من در جواب تأمل کردم فرمود: مقدمه می چینیم برای این که به یک زبانی حالی کنم که کشور قانون لازم دارد زیرا در آن زمان این حرف را صراحتن نمی توانست بزند»" 1 پیش از مشروطه جان و مال و آبرو و حیثیت مردم در دست دو گروه بود یکی هیأت حاکمه و دیگری «علما» هیأت حاکمه عبارت بودند از شاه و درباریان و تمام ماموران حکومتی در سراسر کشور که بر طبق دلخواه خود به اصطلاح به رتق و فتق امور می پرداختند گروه دوم علما و ملایان بودند و قانون شرع را برای اداره ی جامعه کافی می دانستند، و در عمل قدرتشان از گروه اول به مراتب بیشتر بود

عیدتان مبارک تحلیل هم با خودتان


1ـ محمدعلی فروغی، ذکاءالملک «حقوق در ایران»، به نقل از «مقالات فروغی»، انتشارات مجلة «یغما»، جلد اول، تهران، 1353، این مقاله در مجلة «ایران شناسی»، سال 2، شماره 3، پائیز 1369، ص 619 ـ 634 تجدید چاپ شده است. روزنامه ای که فروغی به آن اشاره کرد، روزنامة «تربیت» است.

نوشته شده   در ساعت 22:56 | لینک  |