انسان پرسش های خود را درمورد جهان در شیوه ها یا دستگاه های فکری مسلط زمان خود پاسخ می دهد این دستگاه های فکری رابطه ی مستقیمی با رشد روحی و رشد اجتماعی انسان داشته است آن چه به نظر من در تمامی این مرحله های تفکر یکی بوده همان اصل اندیشه ی انتقادی بوده است که در تئوری های پوپر برجسته می شود او می گوید: " زندگی سراسر حل مسئله است " انسان در دوره های تفکر خود به دنبال حل مسائل پیرامون خود بوده است اما زیر ساخت تفكر او بستگی به دو متغيير داشته است 1 - رشد اجتماعی 2 - شد روحی من نخست سر تیتر دوره ها یا مراحل تفکر را می گویم بعد توضیح مختصری در مورد هر دوره می دهم

انسان در دوره های تاریخی تغییر در نگرش خود به جهان داشته است این تغییر ها به صورت زیر است :

1- توتمی

2- اسطوره ی

3 - تک خدایی

4- فلسفی

5- علمی

انسان یا از سر ترس ویا نیاز به زنده بودن ( تئوری ترس برمبنای روان شناسی ) یا به علت نیاز به نشانی که آن ها را دور هم جمع کنند و از دیگران متمایز کنند و رفع جمعی نیازها به علت سخت بودن رفع آن ها به صورت فردی ( تئوری رفع نیاز بر مبنای جامعه شناسی ) نیاز به تفکری برای تحلیل جهان پیرامون خود داشته است که در یک کلمه خلاصه کرده است ـ خدا -

این خدا در گذر تاریخ با رشد اجتماعی و رشد روانی تغییر کرده است

مرحله ی توتمی :

" توتم یک حیوان به ندرت یک گیاه یا یکی از نیرو های طبیعت است که نیای گروه است یک روح نگهبان و نیکو کار و به وسیله ی " ندای غیبی " پیام می فرستد در حالی که برای دیگران خطرناک است فرزندان خود را بازمی شناسد و به آن ها گزندی نمی رساند کسانی که دارای توتم مشترک هستند ملزم به رعایت تکلیف مقدسی هستند که سرپیچی از آن به خودی خود کیفری را موجب می شود" ۱

این نخستین مرحله تفکری است نظام مند برای برخود با جهان و حل مسائلی که در ذهن انسان بوده است در این جا انسان به تئوری پردازی می پردازد که حاصل آن قانون است انسان دارای توتم مشترک باید قوانینی را رعایت کند که اگر نکند موجب عقوبتی سخت است که اجرای عقوبت اتوماتیک است جهان خود بی واسطه آن شخص را به عذاب دچار می کند و کیفر می دهد این اندیشه هنوز در بین ما وجود دارد می گوییم : "ببین فلانی چی کار کرده که این بلا سرش اومده " یعنی جهان به صورت خودکار عمل کرده است و شخص سر پیچی کننده از قوانین طبیعی حاکم بر جهان به مجازات رسانده است

اسطوره :

اسطوره نیز همانند توتم است ، حل مسائل و ایجاد قانون در اسطوره هم گام با ایجاد نظام طبقاتی در قبیله و گرد هم آمدن چند قبیله در کنار هم به وجود می آید ؛ ـ خدایان ـ که البته دارای مراتب نیز شدند الکساندر کراپ اسطوره شناس معروف از اسطوره تعریفی دارد که به نقطه نظر ما نزدیک است او می گوید : " راست است که پاسخ اسطوره ( به پرسش آدمی ) موقت است اما به هر حال پاسخی است به پرسش های انسانی که کنجکاو است تا علت چیز ها را بداند بنا بر این اسطوره پدیده ای کاملن عقلانی است و احساس در آن هیچ نقشی ندارد حتا از این حد نیز می توان فرا تر رفت و گفت اسطوره نخست توجیه اخباری و ظاهری امری واقعی است بی آن که رمزی یا تمثیلی باشد و تنها در اواخر دوران تحول و تطور اساطیری است که رمز و تمثیل به دست شاعران و فیلسوفان در اسطوره راه می یابد " ۲

به سرزمین خودمان برگردیم فارس به معنی سوار کاری چابک است اسطوره ایرانی سیاوش به معنای اسب سیاه است و توتم قوم ایرانی اسب است که در این تعریف نمایان می شود چوگان بازی ایرانی هاست که با اسب انجام می شود که منشا این بازی ایران است نشان توتم اسب که توتم قوم ایرانی است در انتهای اسم های گشتاسپ ، لهراسپ ، ... می بینیم همین طور چیز هایی که در بالا گفتم تحقیقات علی حصوری در این مورد جالب و راه گشاست :

"در اسطوره ی سیاوش تغییر را به این صورت می بینیم تحولی از اسب به سوار( توتم به اسطوره ) ازسوار به شاه ( از اسطوره به تعبییر خدای زمینی ) از شاه به خدا ( از خدای زمینی به خدای آسمان ها ) " ۳

" باور دارم که گاه اسطوره ای در طول تاریخ در جا می زند اما در چند دین و چند جای تاریخ پذیرفته می شود برعکس این هم هست من در کتاب سیاوشان نشان دادم که سیاوش نخست یک توتم جامعه ی چوپانی آن گاه شاه وسپس خدای یک جامعه ی کشاورزی " ( است ) ۴

شکل و باور اسطوره با سازمان اجتماعی در ارتباط است تغییر تفکر را هم گام با تغییر و تولید ابزارهای تولید و پیشرفت های اجتماعی می بینیم :

" در اسطوره هایی که انسان از خاک آفریده شده پیکر او دارای چگونه گوهری باید شمرده شود ؟ بی گمان خاکی و هنگامی که مُرد به کجا باید برود ؟ خاک ! زیرا هر چیز باید به اصل خود برگردد و مصرف خود را داشته باشد در اسطوره هایی که انسان از گیاه آفریده شده پیکر او دارای چگونه گوهری باید شمرده شود؟ بی گمان گیاهی وهنگامی که مرد باید کجا برود ؟ خوراک جانوران شود ! زیرا هر چیز باید به اصل خود برگردد و مصرف خود را داشته باشد چنین است که برای نمونه در آئین یهود که انسان از خاک آفریده شده انسان را به خاک می سپارند و در دین زرتشت که انسان را از گیاه آفریده شده او را خوراک مرغان می کردند زیرا منشا گیاهی ( خوراکی ) داشته باشد "۵

به این ترتیب اسطوره ارتباطی تنگاتنگ با روابط وسازمان اجتماعی دارد

" در میان فرهنگ ها و دين های معروف می دانیم که در دین باستانی مصر انسان از گل آفریده شد و در کوره ی خورشید پخته شده است این اسطوره از آن دوره ی سفال و آغاز آن و در واقع وابسته به زمان کشف پختن گل در حرارت است اما دین های یهود مسیحیت و اسلام آن را پذیرفته اند اسلام و مسیحیت دین های پس از دوره ی فلز هستند و این اسطوره مربوط به پیش از کشف فلز یعنی پیش از هزار سال پیش از میلاد ملاحظه می کنیم که در این سه دین اسطوره ی وجود دارد" ۶

تک خدایی :

دین های تک خدایی به موازات به وجود آمدن امپراطوری های بزرگ به وجود می آیند یعنی هم گام با تغییر ساختار اجتماعی جامعه امپراطوری ها نیاز به اتحاد داشتند تا در مقابل دشمن یکپارچه باشند

" چه در اسطوره و چه در آئین و چه به شکل بنیادی در دین تمام کوششش ها در این راه است که جهان چنان که هست ازجمله چنان که خدا یا خدایان آن را آفریده اند پایدار بماند و به هم نریزد و دگرگون نشود " ۷

" آئین انجام کارهای جمعی تکراری ناروزمره همراه با یا بی ذکر و چون پیامی است در زمانی سپندین که آهنگش واداشتن نیروهای طبیعی یا فرا طبیعی به کار (های ) دلخواه و کارکردش بخشیدن آرامش روانی به آئین ورز است " ۸ می بینیم که دین دو کار را بر دوش دارد آرامش روانی شخص دین دار درمقابل بی عدالتی که می بیند و دو حفظ موقعیت موجود اجتماع زیر پرچمی واحد

فلسفی :

نگرش فلسفی با رشد روحی و تکامل انسان از نظر عقلی به وجود می آید و نیاز انسان به مباحثات عقلی که پشتوانه ی آن آوردن دلیل است که قیاس پایه ی آن است که دو چیز باعث رسیدن انسان به این مرحله است یکی نوشتن و دیگری جدا شدن انسان از زندگی کشاورزی و دامداری و جایگزین شدن ابتدایی چیزی که ما امروز به آن صنعت می گوئیم ابزار هایی که زندگی ما را ساده تر می کنند با ورود ابزار در زندگی انسان و تبعیت نکردن تفکر تولید ابزار از تفکر دینی یا اسطوره ی یا توتمی انسان شیوه های اندیشیدن برایش مهم می شود و شروع می کنند به تئوری سازی در مورد جهان اطراف خود از قصه های دینی ، اسطوره ی و توتمی برای توضیح جهان فاصله می گیرد با تکمیل کردن نظریه های قیاسی تفکر به استقرا می رسد

علمی :

در نگرش علمی ما دو شیوه ی داریم که به اولی اثبات پذیری یا پوزیتیویسم می گویند که تکامل یافته و نظام یافته همان نگرش فلسفی است و دیگری ابطال پذیری که واضع آن کارل پوپر است که ما به آن نظریه های اندیشه ی انتقادی می گوئیم

که در قسمت بعد به این دو نظریه می پردازیم که از نظر ما ابطال پذیری شیوه نگرش شاعر در شعر سپید است


۱ - توتم و تابو صفحه ی 4 فروید

۲ - جهان اسطوره شناسی جلد یک صفحه ی 45 ترجمه ی جلال ستاری

۳ - سياوشان علی حصوری

۴ - آئين شناخت صفحه ی 47 علی حصوری

۵ - آئین شناخت صفحه ی 46 علی حصوری

۶ - آئین شناخت صفحه ی 47 علی حصوری

۷ - آئین شناخت ص 51 علی حصوری

۸ - آئین شناخت صفحه ی 68 علی حصوری

نوشته شده   در ساعت 12:6 | لینک  |